جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
260
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
دوست دارند ، آنها ميل دارند كه مردم آنان را : آقاى من ، سرور من ، بخوانند » ! مسيح نماز و نيايش اين گروه منافقان رياكار را نمىپذيرد ، زيرا آنان حاصل كوشش مردم را مىخورند و مردم را از نانى كه حق آنان است بازمىدارند . مسيح مىگويد : « اى كاتبان و فريسيان رياكار ، واى بر شما كه خانههاى بيوهزنان را مىچاپيد و براى عوامفريبى نماز خود را طولانى مىكنيد » ! البته « خانههاى بيوهزنان » درنظر مسيح جز خانههايى كه گروهى گرسنه و تنگدست و نيازمند در آنها جمع شدهاند ، چيز ديگرى نيست . فقر و تهيدستى از نظر انقلابى بزرگ چون لعنت است . مسيح با تنى رنجور و نگاهى نافذ و كوبنده كه چون صاعقه در چهرهء پريده رنگش مىدرخشيد ، به غاصبان مىنگريست و با آتش گفتارش آنان را خاكستر مىكرد . او بر امپراطورى روم و سربازان و قوانين و استعمار شديد آن غالب آمد ، چنانكه بر كاهنان اورشليم و اشراف و بزرگان و همه رسوم و عادات آنان پيروز گرديد تا جا را براى مردمى باز كند كه نان گرسنه را نمىخورند و آب تشنهكام را نمىآشامند و از ثمره كار و كوشش مردم به تنپرورى نمىپردازند كه چاق و فربه شوند ! و از روم براى استعمار سرزمينهايى كه متعلق به آنان نيست ! ، نمىآيند . اين انقلابى بزرگ كه براى تجليل و تمجيد زندگى انسان ، خود را « فرزند انسان » مىخواند ، و كسى كه سوداگران عبادت ! - پدران روحانى - بهخاطر منافع شخصى خود كه با فقيرساختن توده مردم بستگى داشت ، گفتهها و تصميمهاى وى را وارونه ساخته و تكذيب كردند ، همان كسى است كه هنگامى كه بهدقت در ريشهاى بلند